سیاسی

 روایتِ سوگ و شکوهِ هم‌گرایی؛ وقتی عزای حسینی نقطه پرگار می‌شود

در میانه‌ی این حزنِ لبریز، وقتی طنینِ نوحه نجیب و پراحساس «حسام‌الدین سراج» در فضا می‌پیچید، گویی زمان متوقف می‌شد تا شکوهِ یک تراژدیِ قدسی را در آیینه‌ی هنر ایرانی تماشا کنیم.

تکثر اجتماعی؛ پایانِ عصرِ دگرپنداری

از کودکی به یاد دارم که مراسم عزاداری عاشورا حاوی نوعی با هم بودگی از همه تفکرات و با همه سبک‌های زندگی حتی از ادیان دیگر بود. حتی افرادی که سبک زندگی و رفتارهایشان بویی از تفکرات اعتقادی نداشت هم در عزای حسین، سوگوار بودند.

یکی از بارزترین ویژگی‌های مراسم امسال، گویی برگشت به همان سنت‌های قدیمی ریشه‌دار عزاداری بود. تنوع خیره‌کننده طیف‌های مختلف اجتماعی بود. در میانه جمعیت، افرادی با پوشش‌ها، ظاهر و خاستگاه‌های اجتماعی متفاوت دیده می‌شدند که شاید در فضای عمومیِ روزمره، همواره از منظر سیاست‌های رسمی به دید «دگرپنداری» به آن‌ها نگریسته می‌شد. با این حال، زیر چتر سوگ حسینی، تمامی این خط‌کشی‌های کاذب رنگ باخته بود. این «با هم‌بودگی» و حضورِ بی‌مرزِ تمامی قشرها، بار دیگر ثابت کرد که رمز ماندگاری نهضت عاشورا، نه در انحصار یک گروه خاص، بلکه در ظرفیتِ شمول‌گرای آن نهفته است.

عاشورا، امسال هم ثابت کرد که «با هم‌بودگی»، رمز جاودانگی این نهضت است. اینجا کسی «دیگری» نبود؛ همه در یک اندوهِ مشترک، «ما» شده بودند. این همان کیمیایی است که حسین (ع) را فراتر از مذهب و مسلک، به قلب‌ انسان‌ها پیوند می‌زند.

هراس از جفای شبیه‌سازی؛ نهضتی که ابزار نیست

در کنار این همدلیِ شورانگیز، دغدغه‌ای عمیق در جانم ریشه دوانده بود؛ هراس از تنزل دادن یک حماسه‌ی فراتاریخی به معادلاتِ کوچکِ جناحی. نگران بودم که مبادا در گیرودارِ «شبیه‌سازی‌های تاریخیِ» هدفمند، جفایی در حقِ حقیقتِ عاشورا صورت گیرد و این فریادِ آزادی‌خواهی، در انحصارِ قرائت‌های سیاسیِ زودگذر درآید. تقلیل دادنِ اقیانوسِ عاشورا به جویبارِ سیاست‌زدگی، جفایی است که جان را می‌آزارد.

اصالتِ سوگ؛ از کوچه‌های جنوب تا تکایای شمال

اما تماشایِ سوگواری ناب متنِ جامعه، آبی بر آتشِ این نگرانی بود. در این دو شب عزاداری حسینی، از هیئت‌های پرشور و بی‌ریای جنوب شهر که شب گذشته میهمانشان بودم، تا تکایای اصیل و حتی محافل نوگرای تجریش و شمیران که امشب دیدم، یک حقیقتِ واحد تجلی داشت: سوگ، همچنان در ساحتِ قدسی و سنتی خود باقی مانده است. 

در این میان، نوحه و عزاداری، آلوده‌ی ابزارهای سیاسی نشده بود. مردم نشان دادند که هوشمندانه، اصالتِ «با هم‌بودگی» را از غبارِ استفاده‌های ابزاری تفکیک می‌کنند. سوگ حسینی در دست‌های لرزان پیرمردِ تکیه جنوب شهر که بر سینه می‌کوبید و در نگاهِ غمناک و به اشک نشسته جوانِ متجددِ میدان تجریش، به یک اندازه «ناب» و «بی‌پیرایه» مانده است؛ و همین اصالت، ضامن بقای حقیقتی است که هرگز خاموش نخواهد شد.

۲۹۲۹

منبع

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Are you human? Please solve:Captcha


دکمه بازگشت به بالا