چرا عبارت «مراقب غریبهها باشید» دیگر برای محافظت از کودکان کافی نیست؟

زینب کامرانی: این عبارت از سنین بسیار پایین به عنوان سپری محافظ در برابر هر گونه آسیب احتمالی به کودکان آموزش داده میشد. با این حال، تغییرات سریع اجتماعی و فناوری، متخصصان آموزش و ایمنی کودکان و همچنین سازمانهای بینالمللی مرتبط با حفاظت از کودکان را بر آن داشته است تا این مفهوم را به صورت اساسی مورد بازنگری قرار دهند و حتی هشدار دهند که این مفهوم ممکن است در برخی موارد به مانعی برای محافظت از آنها تبدیل شود.
آشنایان، نه غریبهها: حقیقت تکاندهندهای که اعداد و ارقام آن را آشکار میکند. همانطور که مطالعات میدانی نشان میدهند، تصویر ذهنی غالب از «متجاوز» به عنوان غریبهای که در مکانهای خلوت در کمین کودکان است، واقعیت را منعکس نمیکند.
آمارها چه میگویند؟
دادههای مرکز ملی کودکان مفقود و مورد سوء استفاده قرار گرفته نشان میدهد اکثریت قریب به اتفاق موارد کودکآزاری و سوءاستفاده توسط افرادی انجام میشود که کودک آنها را میشناسد و به ایشان اعتماد دارد، چه خویشاوند باشند، چه همسایه، چه معلم یا مربی ورزشی.
تحقیقات یونیسف تأیید میکند تمرکز گفتمان آگاهیبخشی خانواده منحصراً بر «غریبه»، کودک را بدون ابزار دفاعی یا آگاهی کافی برای مقابله با رفتارهای آسیبزایی که ممکن است از افراد محیط نزدیک و آشنایش سر بزند، رها میکند؛ جایی که به راحتی میتوان تحت پوشش خویشاوندی یا آشنایی از اعتماد کودک سوءاستفاده کرد.
دنیای دیجیتال؛ اتاق دربستهای که دریچهای به سوی خطر است
این خطر دیگر مانند گذشته به فاصله جغرافیایی محدود نمیشود. با گسترش پلتفرمهای بازیهای آنلاین و اپلیکیشنهای اجتماعی، این امکان وجود دارد که خطر از طریق صفحه نمایش تلفن یا رایانهی کودک به اتاق او نفوذ کند.
کارشناسان ایمنی دیجیتال کودکان در «ائتلاف حفظ امنیت اینترنت» توضیح میدهند که سوءاستفادهکنندگان عمداً با کودک رابطهای تدریجی در فضای آنلاین برقرار میکنند، فرآیندی که به عنوان «آزار و اذیت دیجیتال» شناخته میشود.
در طول این فرآیند، متجاوز بدخواه طی هفتهها یا ماهها از طریق علایق مشترک، اعتماد کودک را جلب میکند تا اینکه در نظر قربانی از یک «فرد ناشناس» به یک «دوست صمیمی» تبدیل میشود. این امر به صورت مؤثر مانع ذهنی ایجاد شده توسط مفهوم «غریبه خطرناک» را از بین میبرد.

وقتی احتیاط به مانع تبدیل میشود: معضل لحظات بحرانی
یکی از بزرگترین مشکلات قانون «مراقب غریبهها باش» این است که میتواند درست در لحظاتی که کودک واقعاً به کمک نیاز دارد، نتیجهی معکوس بدهد.
موقعیت بحرانی: اگر کودکی در یک مکان عمومی شلوغ گم شود، آموزش ترس مطلق از «هر کسی که نمیشناسد» میتواند منجر به وحشت، پنهان شدن یا امتناع از صحبت با کسانی شود که واقعاً میتوانند او را نجات دهند.
توصیه آموزشی: از اینجا انجمن ملی پیشگیری از آزار کودکان به والدین توصیه کرد که به کودکان بیاموزند میان موقعیتها تمایز قائل شوند و در صورت لزوم به کسانی که در مکانهای عمومی به عنوان «غریبههای امن» شناخته میشوند، مانند پرسنل امنیتی رسمی، کارمندان فروشگاه یا مادرانی که فرزندانشان همراهشان است، مراجعه کنند.

از «شخص کیست؟» به «رفتار چیست؟»
امروزه، متخصصان آموزش و روانشناسی بر این باورند که موثرترین رویکرد مبتنی بر طبقهبندی افراد بر اساس دانش کودک از آنها نیست، بلکه مبتنی بر آموزش کودک برای مشاهده الگوهای رفتاری خاص، صرف نظر از اینکه چه کسی آنها را نشان میدهد، است.
این رویکرد مدرن که توسط آتی فیتزجرالد، متخصص آمریکایی ایمنی کودکان و بنیانگذار برنامه «سِیفلی ِاِور اَفتر» توسعه داده شده است، اصطلاح «غریبه» را با «افراد حیلهگر» جایگزین میکند و بر سه اصل کلیدی تمرکز دارد:
*اصل عدم حفظ اسرار آزاردهنده: مهم است که کودک بفهمد نباید چیزی را که باعث ناراحتی، ترس یا سردرگمیاش میشود از والدین خود پنهان کند. درخواست از کودک برای مخفی نگه داشتن یک موقعیت خاص یا لمس، اولین علامت هشدار دهندهای است که نیاز به شکستن فوری سکوت دارد.
*احتیاط عمومی نسبت به کسی که از کودک کمک میخواهد: «یک قانون طلایی فرزندپروری: بزرگسالان از کودکان کمک نمیخواهند.» باید به کودکان آموزش داده شود در هر موقعیتی که در آن یک بزرگسال (چه فرد آشنا و چه غریبه) به تنهایی برای جستجوی سگ گمشده، حمل وسایل در خودرو یا آدرس دادن درخواست کمک کند، رفتاری مشکوک است که مستلزم امتناع فوری و دور شدن از آن فرد برای اطلاع دادن موضوع به یک فرد مورداعتماد است.
*آگاهی از مرزهای بدنی: طبق دستورالعملهای کنوانسیون لانزاروته شورای اروپا در ارتباط با حمایت از کودکان در برابر استثمار و سوءاستفاده جنسی، کودک باید احساس کند که حق کامل کنترل بدن خود را دارد و میتواند از هر گونه تماس فیزیکی که او را ناراحت میکند، حتی اگر از طرف یکی از اعضای نزدیک خانواده باشد، خودداری کند و در عین حال تفاوت میان لمسهای ایمن و ناامن را نیز بیاموزد.
این تغییر در فلسفه آموزشی، نقش والدین را حذف نمیکند، بلکه آن را از نو تعریف میکند: از «نگهبانی که مانع میشود» به «شریک و همراهی که گوش میدهد و آموزش میدهد». این مناسبترین راهی است که سازمانهای حقوق بشری برای همگام شدن با پیچیدگیهای دنیای معاصر ما، چه دیجیتال و چه واقعی، ارائه میدهند.
منبع: الجزیره
۴۷۲۳۲



